تبلیغات
❤ عـشــقِ ابَــدے ❤ - 49 : )
49 : )
هَـر بـآر کـه از #تــو مـی نـویـسـم
مُـنـتَـظـر ِ مُـعـجِـزه اَم
مَـثـلـاً دَسـتـآنـت از شِـعـر بـیـرون بِـزنَـد
مُـحـکـم بَـغـلـم کـنـی
و هَـمـیـن جـآ در پـآیـآن ِ شـعـر
مَـرآ بِـبـوسـی ...
...............
سلآم مهـربونآ خوبین؟ نمآزُ روزه ـهآتون قبولِ درگآهِ حَـق
عشـقِ تون پآیـدآر
چقدر دلم‌ برآتون تنگ‌ شد و‌ همچنین وآسه نوشتنِ روزآنه ـهآم
نمیدونم از کجآ شروع کنم
از خوشیـآ بگم یآ‌ از قهـرآمون ؟..
اتفآقآی زیآدی افتآده این مدت
مهـم ترینش دیـدآرِ منُ آقام بود که ثبتش نکردم
4 خردآد رفتیم دآنشگاهِ شون
سآعت 11 تآ 2 ؛ بآ خطی رفتیم من مینی بوس نَدوس 
از شآنسِ خوبِ مون هیچکی نبود 
چون من خیلی استرس دآشتم یه وقت کسی مآرو ببینه
البته دخترعمومُ دیدم امآ اون منُ ندید
خلآصه رفتیم تو کلآس 203 اگه اشتبآه نکنم
من روی یکی از صندلی هآ نشستم‌ آقام رفت جآی استآد نشست خخ
میحرفیدیم بآهم.. آقام پیش در وآیمیستآد ببینه یه وقت کسی نیآد
این تَرفندآ رو زینب و امیرش بلدن 
این وسط اتفآقآیِ قشنگی هم رُخ دآد حآلآ بمآند
بعد رفتیم تو‌ حیآطِ یونی
رو نیمکت نشستیم آقام رفت بستنی گرفت وآقعا چسبید هوآ گرم بود
دیگه ظهر شده بود منم گرسنَم شد رفتیم سآندویچ خوردیم کلی مسخره بآزی
یه حرفی زد من دآشتم میلُمبوندم که خندیدمُ صورتم سُسی شد و کثیف کآری
لیوآنِ ایستک ـهآمونُ عوض کردیم اون واسه منُ خورد من وآسه اونُ
بعدِ غذآ کآدوشُ دآدم حیف که نشد عکس بگیرم
برآش اُدکلن و چیزآیِ عشقولی گرفتمُ گذآشتم تو یه جعبه ی خوشمل
بچم ذوق کرد. بعدش مآشین گرفتیمُ رفتیم خونه تو رآه چقد اذیتم کرد دیوس جآنم! درکل عـآلـی بود
دیروزم تـولـد عشقم بود‌ فدآش بشم 
نشد همُ ببینم ولی در عوض تآ شب عشقولی بودیم 
امتحـآنآم 25 خردآد تموم شد یکی از یکی بهتـر
این روزآم نمره ـهآم میآدُ من بَسی ذوق مرگ میشم از عملکردم ^_^
اقتصـآد کلآن 20 ، مدیریـت اسلآمی 19.75 ، اندیشـه که خیلی میترسیدم نمرَم افتضآح بشه 20 شدم. فلن همینآ اومد 4تآ دیگه مونده
ترم تآبستونه شآید نگیرم چون حسش نیس عروسیِ آبجیمه و سرمون شلوغه

+ درمورد تلگرآم بگم ، از بهمـن تآ حآلآ دوستآیِ گُلی پیدآ کردم تو گروهِ بچه هآی وب
عآشقِ همشونم الهـآمِ احسآن،النـآز،پآنیـذ،مینـآ،پرینـآز،سمیـرآ،زهـرآ و بقیه دوستآن
بآ مرجآنِ عزیز و بهـآرِ امیـد که pv درارتبآط بودم جدیدن؛ عشقـین
زهره جونم مرسی که شمآرتو بهم دآدیُ بآهم چت کردیم؛ عزیـزمی
یه موضوعی پیش اومد که تلگرامُ حذف کردم
قرآرِ خط جدید بگیریم منُ آقام ان شآء الله چند وقت دیگه برمیگردم پیش دوستآم
خب دیگه تآ آپی دیگر بدرود خوشگلآ 

[ یکشنبه 1395/03/30 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ مُحَـنـآ ] [ یـآدگـآرـی () ]